خرید بک لینک

درباره سایت

رمز رهایی

امکانات وب

ده سال پیش سریالی دیدم به نام فرار از زندان که بعد ها هم مثل اینکه آن را تلویزیون ایران بازپخش کرد. سارا تانكردي امروز برایم جذاب تر است آنجايي كه مايكل اسكافيلد از او درخواست مي كند تا براي فرار، در

برچسب: نویسنده: نگین رضایی تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 14:58

هرچه مي خواهي برايم ناز كن اين عشق قسمت من خواهد بود من طعم با تو بودن را قبل از مرگم خواهم چشيد من و خدا سر تو هر شب كشمش داريم من مي گويم تو را به من بدهد او مي گويد نمي دهد برنده اين ماجرا منم!

برچسب: نویسنده: نگین رضایی تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 14:58

گوشه حياط خانه شما ايستاده ام و تماشا مي كنم. هنوز پاییز است و حیاط پر از برگ های خیس تو از خانه بيرون مي آيي با سيگاري بر لب و چند کتاب كه با خشم مي ريزي توي حياط نيم نگاهي تلخ هم به من مي اندازي

برچسب: نویسنده: نگین رضایی تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 14:58

عشق را بخشي از عالم معنا مي دانم.عشق را رشته هاي باريكي مي دانم كه خدا به لطفش بر سرجهان ريختههر كه دست به رشته عشق رساند به بخشي از عالم معنا راه يافتمي پذيرم كه اين جهان توانايي پاسخ دادن به همه نيا

برچسب: نویسنده: نگین رضایی تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 14:58

من علامتها را مي فهمم آن زمان كه مانده بودم بين دلجويي از تو، در حالي كه نمي خواستم حتي بقدر يك نگاه هم گناه كنم، از خدا خواستم كه كمكم كند.و خدا كمك كرد و هم من گناه نكردم ، هم كدورت تو پاك شد.هم من

برچسب: نویسنده: نگین رضایی تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 14:58

هر چه تو عاشق كشي، رقيبت عاشق نواز استهرچه تو مغروري، او متواضع استهر چه تو فاصله مي گيري، او نزديك مي آيدهرچه تو مي خواهي مرا در غل عشقت بكِشياو مي خواهد دست و پايم را از بند خودش رها كندمانده ام كه

برچسب: نویسنده: نگین رضایی تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 14:58

ميلِ به تو دارم.اژدهاي دهشتناك عشقت بدورم پيچيده و براي بلعيدنم دهان باز كردهبه چشمانش افسون شده مي نگرم هوس تو، چهره اين اژدهاي زندگي خوار را ، زيباترين تصوير آفرينش كردهميل مبهم به تو در من شعله مي

برچسب: نویسنده: نگین رضایی تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 14:58

مگر نه اين است كه آتش پاك مي كند؟پس بسوز اي جان من بسوز و هر دم گرفتار تر شوبگذار همه چيز بسوزدزندگي، عقل، شعر و شعور و هر آنچه كه هستبگذار همه چيزم به تو برسداگر عشق تو گناه استبگذار آنقدر بسوزم و شع

برچسب: نویسنده: نگین رضایی تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 14:58

غروب است.باران مي بارد و مي بينمش كه از دور مي آيدموهايش،باراني بلندش، يكسره خيس خيس و توي دستش كتابي استاز خطوط عميق صورتش باران به زيبايي پايين مي افتد و خشونت چهره اش را مي گيردجوري متفكرانه مي آيد

برچسب: نویسنده: نگین رضایی تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 14:58

بيا و در بند شوبيا در اين بند و از هر بندي آزاد شو همين است كه خدا به ما مي گويد "بنده".يعني در بند او شوو هر كه بند عشق او بپذيرد از هر بندي آزاد است. بيا و با ما بنده شو پ.ن: برای این متن یک عکس منا

برچسب: نویسنده: نگین رضایی تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 14:58

صفحه بندی